چقدر تغییر کرده ام .
زندگی یک مسیر یکطرفه است گاهی فکر می کنم حتی یک لحظه زمان برای ایستادن نداریم . یک لحظه !!!
حالم خوبه خیلی هم خوب . همه نزدیکای تولدشون که میشه کمی دلگیر میشند ولی من خوشحالم آخه پنج شنبه تولدمه و من احساس ماهی آزادی را دارم که اجازه داره تمام اقیانوس زندگی را بگرده فقط کافی اراده کنه و من هم در خود این اراده را می بینم . در تمام این سالها به اندازه این روزها احساس سرخوشی و رضایت نداشتم .
احساس همان نیای خود را دارم که اگر به میوه ممنوعه نزدیک نشود تمام موهبت های بهشتی برای اوست این روزها تمام نگرانی ام این است بتوانم خود را در این بهشت خدا نگاه دارم و قدمی از قدمی خطا نکنم .
پ.ن ۱: وقتی به خواستگارم بصورت قطع و یقین جواب منفی را دادم یک لحظه دلم برای غربت بغض صدایش گرفت.
پ.ن.۲:با خود می اندیشم هیچ غربتی بالاتر از این نیست که کسی تمام عواطف و انسانیت تو را به غربت بکشد .
پ.ن.۳: دیگه قرار شده دلم برای غربت هیچ صدایی نگیره این طور بهتره