تبليغاتX
تنها هستم ولی مقاوم - اینه زندگیمون

من نمی دونم آخه روز تولد وقت مریض شدنه ؟؟؟ یکی نیست بگه این همه وقت چرا روز تولدت حالت بد میشه می ری بیمارستان و زیر سرم !!!

آره جدی می گم روز تولدم حالم بد شد و رفتم زیر سرم ظاهرا یه عفونت میکروبی یا حالا   نمی دونم چی گریبانم را گرفت و تازه دیروز از درد معده خلاصی پیدا کردم . اما واقعا همه چیز عالی بود من که لذت بردم دوستان هم همه راضی بودند این روزها یه حسی و ندایی به من می گه که وقت غصه و غم سر اومده دیگه زندگی من بعد از این همه مشکلات داره به آرامش می رسه و این حس هر لحظه در وجودم تقویت می شه ...

یه خبر جدید !!! آخه یکی نیست بگه همه را برق می گیره ما رو دفتر خاطرات مادر ادیسون پس صاحبکارم که کلی هم سنش از من کمتر این روزه هی دور و برم می پلکه و سعی در نزدیک شدن داره من نمی دونم بایدبه این موضوع بخندم یا گریه !!!؟؟؟ یکی بگه من با این بچه جقله چیکار کنم اینه وضع زندگیمون فقط این مونده بود !!!

نوشته شده توسط هانی در دوشنبه 1387/11/14 |